در سالروز ولادت پنجمین امام شیعیان بخوانید؛

شگفتی هشام بن عبدالملک از مهارت تیراندازی امام باقر (ع)/ یاران ایرانی حضرت باقرالعلوم چه کسانی بودند؟

امام باقر (ع) شاگردان و اصحاب بسیاری را تربیت کرد که بنا بر آنچه در منابع آمده، چند تن از آنها ایرانی بودند.

به گزارش خبرنگارحوزه قرآن و عترت  گروه فرهنگی پایگاه خبری وردنجان نیوز امام محمد باقر علیه السلام که به شکافنده دانش‌ها معروف است در علم، زهد، عظمت و فضیلت سرآمد بنی هاشم بود. ایشان در طول زندگی خویش از تلاش و کوشش‌ها در همه زمینه‌ها سرآمد بودند.

امام محمد باقر علیه السلام در یک رجب سال ۵۷ قمری در مدینه به دنیا آمد و ۵۷ سال زندگی کرد. گفت و گوی ما با حجت الاسلام والمسلمین محمد علی زمانی کارشناس مذهبی درباره نحوه زندگی و تعداد یاران ایشان و اندیشه امام محمد باقر علیه السلام در مقابله با خوارج را در ادامه بخوانید:

*یکی از نکاتی که حکومت زمان امام محمد باقر علیه السلام بر آن اصرار داشت، این بود که آن حضرت را ناتوان در برخی از امور مملکت‌داری و یا حتی امور نظامی جلوه دهد. موضع و رویکرد امام در این مورد چگونه بود؟

اساسا حضرت خودشان در مباحث حکومت و نظامی دخالت نمی‌کردند، ولی این داستان منقول است که امام صادق (ع) می‌فرماید: من همراه پدرم وارد دربار هشام شدیم، او بر تخت نشسته بود و درباریان و ارتشیانش با سلاح ایستاده بودند. تابلوی هدف را در برابر جمع نصب کرده و بزرگان قوم مشغول هدف گیری و تیر اندازی بودند.

با ورود ما به آن جمع در حالی که پدرم جلوتر حرکت می‌کرد و من پشت سر وی بودم نگاه هشام به پدرم افتاد و گفت:‌ای محمد! تو هم با بزرگان قوم من وارد مسابقه شو و تیر اندازی کن. امام باقر فرمود: من دیگر سنم از این کار‌ها گذشته است، اگر صلاح بدانی من معاف باشم. هشام گفت: به حق کسی که ما را با دینش عزت بخشید و محمد (ص) را مبعوث کرد تو را معاف نخواهم داشت. سپس به یکی از بزرگان بنی امیه اشاره کرد تا کمانش را به پدرم بدهد. پدرم کمان را گرفت. تیری در چله کمان نهاد و نشانه گرفت و رها کرد، تیر در نقطه وسط هدف نشست، پدرم تیر دوم را نشانه گرفت، تیر دوم در وسط تیر اول فرود آمد و همین طور تا نه تیر! هشام به شدت مضطرب شده بود و قرار نداشت و نمی‌توانست خویشتنداری کند. تا این که گفت:‌ ای ابو جعفر! تو می‌گفتی که سنت از این کار‌ها گذشته! در حالی که تو قهرمان تیراندازان عرب و عجم هستی.

 

*یکی از پرسش‌هایی که درباره سبک زندگی ائمه اطهار علیهم السلام عنوان می‌شود و به ذهن بسیاری از مردم خطور می‌کند، این است که امرار معاش امام محمد باقر علیه السلام چگونه بود؟

در منابع این چنین آمده است که ایشان کشاورز بوده اند و با کشاورزی امرار معاش می‌کردند. امام جعفر صادق علیه السلام حکایتی درباره این موضوع فرموده است: محمّد بن منکدر معتقد بود که پس از حضرت سجّاد، امام زین العابدین علیه السلام کسى در فضل و علم و عبادت، هم ردیف آن حضرت نخواهد بود. تا آن که روزى از روزها، در یکى از باغستان هاى اطراف شهر مدینه، حضرت باقرالعلوم علیه السلام را مشاهده کرد که مشغول کارگرى و کشاورزى است.

با خود گفت: باید او را نصیحت کنم تا خود را در این کهولت سنّ و سنگینى بدن به زحمت نیندازد، پس در حالى که امام محمّد باقر علیه السلام در اثر خستگى بر دو غلام خود تکیه زده بود، محمّد بن منکدر جلو آمد و، چون نزدیک امام علیه السلام رسید، سلام کرد و حضرت با حالتى گرفته و ناراحتى، جواب سلام او را داد.

سپس محمّد بن منکدر حضرت را مخاطب قرار داد و اظهار داشت: یاابن رسول اللّه! خداوند امور تو را اصلاح نماید، شما در این کهولت سنّ؛ و با این که یکى از بزرگان قریش هستى، در این گرماى سخت، در طلب و تحصیل دنیا مى باشى؟! اگر در چنین حالتى مرگ فرا رسد چه خواهى کرد؟ و در پیشگاه خداوند چه جوابى دارى؟

امام باقر علیه السلام خود را از آن دو غلام کنار گرفت و آزاد روى پاى خود ایستاد و سپس فرمود: به خدا سوگند، چنانچه در این حالت، مرگ سراغ من آید در بهترین حالت‌ها خواهم بود؛ چون که مشغول طاعت خدا هستم و مى خواهم خود را از افرادى همانند تو بى نیاز گردانم و سربار جامعه نباشم؛ زیرا هر که سربار جامعه باشد، گناه و معصیت خداى تعالى را کرده است.

امام جعفر صادق علیه السلام افزود: در این هنگام محمّد بن منکدر اظهار داشت خداوند تو را مورد رحمت خویش قرار دهد، خواستم تو را نصیحتى نمایم؛ ولیکن تو مرا ارشاد و نصیحت نمودى. محمّد بن منکدر از سران صوفیّه بود که تنها اوقات خود را به عبادت و بطالت مى گذراند و اهل کار و تلاش نبود و خود را نیازمند دیگران و سربار جامعه قرار مى داد.

*درباره اندیشه امام محمد باقر در برابر خوارج هم مطلبی بفرمایید.

در دوران امامت حضرت باقر (علیه السلام) فرقه هاى مذهبى و گروه هاى سیاسى و مذهبى متعددى مانند معتزله و خوارج فعالیت داشتند و امام باقر (علیه السلام) همچون سدى استوار در برابر نفوذ عقاید باطل آنان ایستادگى مى نمود و طى مناظراتى که با سران این گروه‌ها داشت، پایگاه هاى فکرى و عقیدتى آنان را در هم مى کوبید و بى پایه بودن عقایدشان را با دلائلى روشن ثابت مى کرد. یکی از این احتجاجات گفتگوى آن حضرت با (نافع بن ازرق) یکى از سران خوارج است:

روزى «نافع» به حضور امام رسید و مسائلى از حرام و حلال پرسید. امام به سوالات وى پاسخ داد و ضمن گفتگو فرمود: به این مارقین (از دین خارج شدگان) بگو: چرا جدایى از امیر مومنان (علیه السلام) را حلال شمردید، در صورتى که قبلاً خون خویش را در کنار او و در راه اطاعت از او نثار مى‌کردید و یارى او را موجب نزدیکى به خدا مى‌دانستید؟

 

آیا امام محمد باقر علیه السلام یار‌ ایرانی هم داشتند؟

امام محمد باقر (ع) با تأسیس اولین دانشگاه اهل بیت علیهم السلام، شاگردان و اصحاب بسیاری را تربیت کرد و صد‌ها فارغ التّحصیل در موضوعات گوناگون به جامعه عرضه نمود. شیخ طوسی (ره) در رجال خود، اصحاب و شاگردان امام محمد باقرعلیه السلام را ۴۶۲ مرد و دو زن دانسته که در میان آنان برخی از نظر اعتبار و وثاقت مورد اتّفاق اهل سنّت و امامیّه اند و برخی از فقیه‌ترین فقیهان صدر اسلام محسوب می‌شوند. در این میان عدّه‌ای از ایرانیان افتخار شاگردی و ملازمت با ایشان را داشتند. از جمله این افراد که در منابع آمده داوود بن ابی هند سرخسی، حماد بن ابی سلیمان و محمّد بن اسحاق بودند.

انتهای پیام /م